a house with ten rooms معنی فارسی با وجود = با واژههای دیگر با معنی «با وجود = با» notwithstanding با وجود، با همه، با وجود اين none the less با وجود اين، با اين همه، با همه اينها nevertheless با وجود اين، با اين همه، با اين وصف non-striker توپزني که با وجود ايستادن جلو ميله ضربه، نمي زند (کريکت) objectively جنانکه در خارج معقول باشد، با داشتن وجود خارجي، بطورواقعي يا خارجي objectiveness چنانکه در خارج معقول باشد، با داشتن وجود خارجي، بطورواقعي ياخارجي warm boot فرآيند فريب دادن کامپيوتر با اين تفکر که، برق آن با وجود روشن بودن خاموش شده است، راه اندازي گرم confedration of states اتحاد دول، مجموعه اي از دول را گويند که به علت، وجود مصالح مشترک و با رعايت اصل مساوات for براي، به جهتِ، به عوضِ F2 مخفف second filial generation بمعناي زير :، -1 نسل دوم، فرزنداني که از پيوند فرزندان دسته اول