a regular figure معنی فارسی شکل منظم شکل منتظم واژههای دیگر با معنی «شکل منظم» unformed بدون شکل منظم هندسي، بدون سازمان، تشکيل نشده shape شکل، ترکيب، صورت M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو