abuttals
معنی فارسی
مرز زمين سر حدي زمين همسايه زمين مجاور
معنی کامل و مثالها
/ǝ but´'lz/n.pl.
● حد و مرز، نواحی حد فاصل، سرزمینهای سرحدی، مرزها
● حدود ملک، زمین مجاور
مرز زمين سر حدي زمين همسايه زمين مجاور
/ǝ but´'lz/n.pl.
● حد و مرز، نواحی حد فاصل، سرزمینهای سرحدی، مرزها
● حدود ملک، زمین مجاور
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن