acidifying
UKəsidifaiiŋ
معنی فارسی
ترش کردن ، اسيد کردن ، حامض کردن
تبديل به حموضت شدن، ترش شدن ، اسيد شدن
ترش کردن ، اسيد کردن ، حامض کردن
تبديل به حموضت شدن، ترش شدن ، اسيد شدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن