acinetic معنی فارسی مانع حرکت واژههای دیگر با معنی «مانع حرکت» clog پابند:چيزيکه مانع حرکت شود، مانع، مسدودکردن hobble لنگيدن، شليدن، لنگ لنگان راه رفتن