address 2 معنی فارسی مخاطب ساختن خطاب کردن روکردن به عنوان کردن ايرادکردن عرض کردن واژههای دیگر با معنی «مخاطب ساختن» accost مخاطب ساختن، مواجه شدن(با)، نزديک شدن(بهر منظوري) bespoken مخاطب ساختن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر bespeak پيشترسفارش دادن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر betokened پيشترسفارش دادن، حاکي بودن از، دلالت داشتن بر bespoke سفارشي، قراردادي، نامزدي address عنوان، نام و نشان، سرنامه tactfulness عنوان، نام و نشان، سرنامه