adenomatous معنی فارسی غده اي واژههای دیگر با معنی «غده اي» adenoid غده اي، شبيه غده، دشبل مانند glandiform غده اي، دشبل مانند، بلوطي شکل parotid duct لوله اي که از غده بنا گوشي بدهان ميرود pope's eye غده اي که در ميان ران گوسفندکه چربي پيرامون، انرا گرفته است glandulose غده وار، غده اي، وابسته به غدد glandulous غده وار، غده اي، وابسته به غدد bubonic خيارکي، غده اي adenoidal (طب) شبيه غده، منسوب به بافت غده اي و لنفاوي، غده مانند. glandular غده وار، دشبل وار، غده اي adenocarcinoma سرطان غده، رشد بدخيم بافتهاي غده، چنگار غده اي