دیکشنری فارسی

adjacence

UKədʒeisəns

معنی فارسی

نزديکي مجاورت قرب جوار.

مترادف‌ها

noun
(also adjacency)
Nearness, vicinity, juxtaposition, neighborhood, proximity, contiguity.

واژه‌های دیگر با معنی «نزديکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن