admonitor
معنی فارسی
ناصح اخطارکننده مبصر
معنی کامل و مثالها
/ad män´it ǝr/n.
● اندرزگر، ناصح، پند دهنده، هشدار دهنده
ناصح اخطارکننده مبصر
/ad män´it ǝr/n.
● اندرزگر، ناصح، پند دهنده، هشدار دهنده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن