دیکشنری فارسی

agitated

UKædʒiteitid US'ædʒə'teıtəd

معنی فارسی

آشفته مضطرب متلاطم

معنی کامل و مثال‌ها

/-id/adj.

مضطرب، سراسیمه، آشفته، پریشان‌حال، دلریش، هراسیده، آسیمه، آشرده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. troubled emotionally and usually deeply “agitated parents”
  2. physically disturbed or set in motion “the agitated mixture foamed and bubbled”

واژه‌های دیگر با معنی «آشفته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن