دیکشنری فارسی

allover

معنی فارسی

سرتاسر، همه جا

طرحي که همه ي سطح پارچه را فراگرفته است

معنی کامل و مثال‌ها

/ôl´ō´vǝr/adj., n.

سرتاسر، همه جا

طرحی که همه‌ی سطح پارچه را فراگرفته است

ریشه و کاربرد

Adjective, Adverb

Covering the whole extent or surface.

ریشه

Mid 19th century; earliest use found in The New York Herald. From all over.

مثال

  • The cake was allover with chocolate.
  • She had allover freckles.
  • The paint was allover the wall.

ترکیب‌های رایج

allover pattern allover print allover design allover coverage

واژه‌های دیگر با معنی «سرتاسر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن