دیکشنری فارسی

allowedly

UKæloudliː

معنی فارسی

گذاردن اجازه دادن روادانستن پذيرفتن دادن منظورکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ lou´id lē/adv.

با اذعان، از روی اعتراف، همه قبول دارند که

واژه‌های دیگر با معنی «گذاردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن