دیکشنری فارسی

alluring

UKəleəriŋ USə'luərıŋ

معنی فارسی

فريبنده تطميع کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ loor´iŋ/adj.

فریبا، جذاب، گیرا، هوس‌انگیز، اغواکننده، فریبنده، تطمیع‌کننده، وسوسه‌انگیز، افسونگر

an alluring beauty

زیبایی افسونگر

واژه‌های دیگر با معنی «فريبنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن