دیکشنری فارسی

allusion

UKəluːʒn USə'lu:ʒən

معنی فارسی

اشاره کنايه تلميح

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ lōō´zhǝn/n.

اشاره، کنایه، تلمیح، رمز، ایما و اشاره، تلویح

Sa'di's works contain allusions to Ferdowsi

آثار سعدی حاوی اشاراتی به فردوسی است.

any allusion to her age offends her

هرگونه کنایه درباره‌ی سنش او را می‌رنجاند.

مترادف‌ها

noun
Reference, hint, intimation, suggestion, insinuation, implication, indirect mention, innuendo.

واژه‌های دیگر با معنی «اشاره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن