amortize
US'æmə'taız
معنی فارسی
مستهلک کردن وقف کردن کشتن بيحس کردن خراب کردن بديگري واگذار کردن وقف کردن
معنی کامل و مثالها
/am´ǝr tīz´/vt.
● مستهلک کردن، بابت استهلاک منظور کردن
● (حقوق) ملک وقفی را فروختن یا منتقل کردن