amusable معنی فارسی سرگرم کردن مشغول کردن تفريح دادن واژههای دیگر با معنی «سرگرم کردن» amuse سرگرم کردن، مشغول کردن، تفريح دادن amusedly سرگرم کردن، مشغول کردن، تفريح دادن tickle غلغلک دادن، راضي کردن، سرگرم کردن entertain پذيرايي کردن (از)، مشغول کردن، سرگرم کردن accompany همراهي کردن، همراه بودن(با)، سرگرم بودن (با)