amylaceous معنی فارسی نشاسته اي معنی کامل و مثالها /am´ǝ lā´shǝs/adj.● نشاسته مانند، نشاستهای، آهاری واژههای دیگر با معنی «نشاسته اي» starchy نشاسته اي، آهاردار، سفت fecula ماده نشاسته اي، ماده نرم (گياهي)، نشاسته amyloid (غذاي) نشاسته اي، نشاسته دار glycogen ماده نشاسته اي درجگر، ماده شکرزادربافته هاي حيواني arrowroot اروروت (قسمي گياه نشاسته اي)، نشاسته اي که از ريشه اوروت گرفته ميشود tapioca ماده نشاسته اي که ازcassava ميگيرند، اردشجرالخيز inulin ماده نشاسته اي که ازريشه زنجبيل شامي وبرخي، گياهان مرکب مي گيرند farinaceous اردي، نشاسته اي library paste نوعي خمير چسبنده که از نشاسته درست ميکنند، چسب نشاسته اي. farina ارد، نشاسته، ماده نشاسته اي يا اردي