an abrupt place معنی فارسی پرتگاه با سراشيبي زياد واژههای دیگر با معنی «پرتگاه» cliff پرتگاه، تخته سنگ سراشيب درکناردريا crag پرتگاه، کمر precipice پرتگاه scaur پرتگاه precipitous پرتگاه وار، بسيار سراشيب، بسيارتند escarpment پرتگاه مصنوعي، سينه، سرازيري خندق visual cliff پرتگاه ديداري headland دماغه، پرتگاه، کنارکشت زار head land دماغه، پرتگاه naze دماغه بلند، راس پرتگاه، بر آمدگي