headland
معنی فارسی
دماغه ، پرتگاه ، کنارکشت زار ،
زمين شخم نشده درکنارکشت زار
معنی کامل و مثالها
/hed´land´/n.
● زمین شخم نشده در حاشیهی کشتزار یا کردو، کردوکنار، کرت کنار
● (زمین بلندی که در دریا پیش رفته است) دماغه، سنگپوز، کوهپاره
تعریف انگلیسی
noun
- a natural elevation (especially a rocky one that juts out into the sea)
مترادفها
noun
Promontory, cape, foreland.