دیکشنری فارسی

headland

معنی فارسی

دماغه ، پرتگاه ، کنارکشت زار ،

زمين شخم نشده درکنارکشت زار

معنی کامل و مثال‌ها

/hed´land´/n.

● زمین شخم نشده در حاشیه‌ی کشتزار یا کردو، کردوکنار، کرت کنار

● (زمین بلندی که در دریا پیش رفته است) دماغه، سنگپوز، کوهپاره

تعریف انگلیسی

noun
  1. a natural elevation (especially a rocky one that juts out into the sea)

مترادف‌ها

noun
Promontory, cape, foreland.

واژه‌های دیگر با معنی «دماغه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن