ankle
UKæŋkl
US'æŋkəl
معنی فارسی
قوزک اشتالنگ
معنی کامل و مثالها
/aŋ´kǝl/n., vi.
● (کالبدشناسی) قوزک، قوزک پا، تالوس، پاکوژک، مفصل مچ پا، مچ پا
Parvin fell and sprained her ankle
پروین افتاد و مچ پایش ضرب دید.
● (بخشی از پا که بین نرمهی ساق پا و پاشنهی پا قرار دارد) ساق پا
● (عامیانه) راه رفتن
● زیر (قول یا قرارداد یا تعهد) زدن، سرباز زدن، نکول کردن
* ankle high
(از نظر بلندی) تا قوزک پا
* ankle socks and boots
جوراب و پوتینی که تا زیر ساق پا میرسد
تعریف انگلیسی
noun
- a gliding joint between the distal ends of the tibia and fibula and the proximal end of the talus