ankle-bone معنی فارسی استخوان قوزک کعب واژههای دیگر با معنی «استخوان قوزک» anklebone استخوان قوزک، کعب. astragalus استخوان قوزک يا اشتالنگ، استخوان کعب knucklebone استخوان بند انگشت، استخوان قوزک، قاپ. hucklebone استخوان خاصره، استخوان مچ پا، استخوان قوزک huckle-bone استخوان چاربند، استخوان لگن، قاب tarsi خرده استخوان پا، غوزک، قوزک tarsus خرده استخوان پا، غوزک، قوزک olecranon زائده ي آرنجي استخوان زنداسفل، قوزک آرنج