antimony (Sb) معنی فارسی آنتيموان واژههای دیگر با معنی «آنتيموان» antimonic وابسته به آنتيموان، وابسته به آنتيموان پنج ظرفيتي antimonous وابسته به آنتيموان، وابسته به آنتيموان سه ظرفيتي antimonial وابسته به آنتيموان، داراي آنتيموان