دیکشنری فارسی

antipyretic

UKæntipairetik

معنی فارسی

تب بر داروي تب بر

معنی کامل و مثال‌ها

/-pī ret´ik/adj., n.

● داروی تب بر

● تب بر، ضدتب

تعریف انگلیسی

adjective
  1. any medicine that lowers body temperature to prevent or alleviate fever
  2. preventing or alleviating fever

واژه‌های دیگر با معنی «تب بر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن