دیکشنری فارسی

antipyretic

UKæntipairetik

معنی فارسی

تب بر داروي تب بر

معنی کامل و مثال‌ها

/-pī ret´ik/adj., n.

داروی تب بر

تب بر، ضدتب

واژه‌های دیگر با معنی «تب بر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن