febrifugal معنی فارسی تب بر ضد تب. مترادفها adjective Antifebrile. واژههای دیگر با معنی «تب بر» febrifnge تب بر، ضدتب، داروي تب بر antipyresis تب بر، داروي تب بر antipyretic تب بر، داروي تب بر boneset تب بر، اذان الحمار antifebrile تب بر، ضد تب febrifuge تب بر. antifebrine (قسمي) داروي تب بر joepye weed اذان الحمار، علف تب بر.