دیکشنری فارسی

febrifuge

معنی فارسی

تب بر.

معنی کامل و مثال‌ها

/feb´ri fyōōj´/n., adj.

(داروسازی) تب‌بر، پادتب (antipyretic هم می‌گویند)

مترادف‌ها

noun
Antifebrile medicine.

واژه‌های دیگر با معنی «تب بر.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن