دیکشنری فارسی

aphonic

معنی فارسی

بي صدا

معنی کامل و مثال‌ها

/ā fän´ik/adj.

● دچار از دست رفتگی صدا، آواگسستگی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. being without sound through injury or illness and thus incapable of all but whispered speech

واژه‌های دیگر با معنی «بي صدا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن