aphullous معنی فارسی بي برگ واژههای دیگر با معنی «بي برگ» leafless بي برگ، برهنه defoliate بي برگ کردن defoliator بي برگ کردن aphyllous بي شاخ و برگ، برهنه، بي برگ. dispetal بي برگ کردن (گل) scapose شبيه ساقه بي برگ. space ميله، ساقه بي برگ ميوه دار terse لب، موجز، بي شاخ و برگ overgrown داراي رشد بي رويه، فزون رسته، انبوه unharness زره را از تن در آوردن، زين و برگ را باز کردن، بي لگام کردن