دیکشنری فارسی

appeasement

UKəpiːzmənt USə'pi:zmənt

معنی فارسی

فرونشاني تسکين آرامش تسلي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

استمالت، دلجویی، آرام سازی

سیاست کجدار و مریض، سیاست تسلیم به خواسته‌های نیروی سلطه‌گرا (به امید برقراری صلح)، مماشات

the appeasement of Hitler led to war

مماشات با هیتلر موجب جنگ شد.

ریشه و کاربرد

Noun

The action or process of appeasing.

ریشه

From 'appease' + '-ment'. First known use in 15th century.

مثال

  • The policy of appeasement was controversial.
  • Appeasement can lead to further demands.
  • The appeasement of the dictator did not prevent war.

ترکیب‌های رایج

Policy of appeasement Strategy of appeasement Appeasement of demands Appeasement of a dictator

واژه‌های دیگر با معنی «فرونشاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن