دیکشنری فارسی

assuagement

UKəsweidʒmənt

معنی فارسی

فرونشاني تسکين تخفيف آرامش

مترادف‌ها

noun
Mitigation, pacification, easing, abatement See preceding verb, and alleviation.

واژه‌های دیگر با معنی «فرونشاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن