appositeness معنی فارسی مناسبت بجا بودن واژههای دیگر با معنی «مناسبت» fitness مناسبت، شايستگي، لياقت applicability مناسبت، عملي بودن، قابليت اجراء appropiateness مناسبت، اقتضا timeliness مناسبت، بجايي decorousness شايستگي، مناسبت meetness شايستگي، مناسبت impertinent بي ربط، بي مناسبت، نامربوط topical موضوعي، با مناسبت، (طب) موضعي accomodate همراهي کردن، مناسبت کردن، منطبق کردن adequateness کفايت، تکافو، مناسبت