دیکشنری فارسی

timeliness

UKtaimlinəs US'taımlınəs

معنی فارسی

مناسبت بجايي

تعریف انگلیسی

noun
  1. being at the right time
  2. timely convenience

مترادف‌ها

noun
Seasonableness.

واژه‌های دیگر با معنی «مناسبت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن