دیکشنری فارسی

arrester

UKərestər

معنی فارسی

نگه داشتن باز داشتن گرفتن توقيف کردن جلب کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a restraint that slows airplanes as they land on the flight deck of an aircraft carrier

واژه‌های دیگر با معنی «نگه داشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن