assurable معنی فارسی اطمينان دادن ، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن ، حتمي کردن ، بيمه کردن واژههای دیگر با معنی «اطمينان دادن» assure اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن undoubting اطمينان دادن، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن، حتمي کردن play up اطمينان دادن به، تاکيد کردن. reassure دوباره اطمينان يا قوت قلب دادن (به) avouchment اقرار، اطمينان (دادن)، تضمين avouch آشکارا گفتن، اقرار کردن، تصديق کردن accredit اعتبارنامه دادن، استوارنامه دادن(به)، معتبر ساختن vouch ضمانت کردن، اطمينان کردن، تاييد کردن reasure دوباره اطمينان يا قوت، قلب دادن به، دوباره بيمه کردن