undoubting
معنی فارسی
اطمينان دادن ، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن ،
حتمي کردن ، بيمه کردن
مترادفها
adjective
Sure, confident.
اطمينان دادن ، خاطر جمعي يا دلگرمي دادن ،
حتمي کردن ، بيمه کردن
adjective
Sure, confident.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن