at one معنی فارسی هم صدا هم راي موافق متفق واژههای دیگر با معنی «هم صدا» assonant هم صدا، شبيه درصدا، مشابه يا متجانس (درصدا) monophonous هم صدا، يک صدا consonant هم آهنگ - هم صدا - جور - موافق - سازگار consonantally هم آهنگ - هم صدا - جور - موافق - سازگار consonance هم آهنگي - هم صدايي - جوري صدا - دمسازي - موافقت isotonic داراي يک صدا، هم صدا، با يک فشارحلول کننده equisonant هم اهنگ، هم صدا symphonic هم اهنگ، هم صدا homophonic هم دانگ، هم اهنگ، هم صدا homonymous همنام، داراي دوياچند معني مختلف، هم صدا.