at one's leisure معنی فارسی سر فرصت هنگام فراغت واژههای دیگر با معنی «سر فرصت» leisurely سر فرصت، بفراغت، بدون شتاب breathing gap فرصت سر خاراندن. opening دهانه، دهنه، چشمه unclosing دهانه، دهنه، چشمه