دیکشنری فارسی

unclosing

UKʌnklouziŋ

معنی فارسی

دهانه دهنه چشمه سوراخ باز کرد سر آغاز مجال فرصت مقدمه

واژه‌های دیگر با معنی «دهانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن