دیکشنری فارسی

awoke

UKəwouk USə'wəuk

معنی فارسی

بيدار

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ wōk´/vt., vi.

● زمان گذشته‌ی فعل: awake

واژه‌های دیگر با معنی «بيدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن