دیکشنری فارسی

bailsman

UKbeilzmən

معنی فارسی

ضامن

معنی کامل و مثال‌ها

/bālz´mǝn/n., pl.

ضامن، کفیل، کسی که حرفه‌اش ضامن شدن است

واژه‌های دیگر با معنی «ضامن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن