دیکشنری فارسی

bondsman

UKbɔndzmən

معنی فارسی

ضامن غلام برده

معنی کامل و مثال‌ها

/bändz´mǝn/n., pl.

رجوع شود به: bondman

کفیل، ضامن، تعهد گذار، پیمان گذار

تعریف انگلیسی

noun
  1. a male slave
  2. someone who signs a bond as surety for someone else
  3. a male bound to serve without wages

واژه‌های دیگر با معنی «ضامن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن