دیکشنری فارسی

bambino

US'bæm'bi:nəu

معنی فارسی

بچه کوچک، نوزاد، تصوير مسيح در قنداق.

تصوير يا تنديس کودکي حضرت عيسي

معنی کامل و مثال‌ها

/bam bē´nō, bäm-/n., pl.

● (ایتالیایی)

● بچه، کودک

● تصویر یا تندیس کودکی حضرت عیسی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Italian 'bambino' meaning child or baby.

مثال

  • She cradled the bambino in her arms.
  • The painting depicted the bambino in a manger.
  • He is still a bambino.

ترکیب‌های رایج

Cradle the bambino bambino in a manger

تعریف انگلیسی

noun
  1. a young child

واژه‌های دیگر با معنی «بچه کوچک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن