دیکشنری فارسی

barracoon

معنی فارسی

حصار بازداشتگاه بردگان.

معنی کامل و مثال‌ها

/bar´ǝ kōōn´/n.

حصار یا زندان موقت

واژه‌های دیگر با معنی «حصار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن