دیکشنری فارسی

haw

UKhɔːk US

معنی فارسی

پرچين حصار ديواربست گيرکردن من من کردن دست چپ رفتن درنگ

معنی کامل و مثال‌ها

مخفف: وابسته به هاوایی

تعریف انگلیسی

verb
  1. a spring-flowering shrub or small tree of the genus Crataegus
  2. the nictitating membrane of a horse “he hemmed and hawed” “Verb Frames:” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

verb neuter
Hesitate (in speaking), stammer, stutter, falter, hem and haw.

واژه‌های دیگر با معنی «پرچين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن