دیکشنری فارسی

paling

UKpeiliŋ

معنی فارسی

پرچين پرچين چوبي محجر چير چوب پرچين حصارکشي محجرکشي پرچين سازي

معنی کامل و مثال‌ها

/pāl´iŋ/n.

(عمل نرده سازی یا فرو کردن تیرهای عمودی در زمین یا پهلوی هم گذاری تیرهای عمودی) نرده سازی، حصار سازی

نرده (ساخته شده از تیرهای عمودی)، حصار

(تخته یا تیرک که با آن نرده می‌سازند) تیرک، تیرچه

مترادف‌ها

noun
1. Fence (made of pales).
2. Limit, enclosure.

واژه‌های دیگر با معنی «پرچين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن