دیکشنری فارسی

battlement

UKbætlmənt US'bætəlmənt

معنی فارسی

کنگره

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

● (در دژهای نظامی قدیم) دندانه‌های بالای دیوار قلعه و برج، کنگره‌ی بارو

the battlement of each castle ...

دندانه‌ی هر قصری ...

● (معماری) هر نوع تزیین دندانه یا کنگره مانند

تعریف انگلیسی

noun
  1. a rampart built around the top of a castle with regular gaps for firing arrows or guns

واژه‌های دیگر با معنی «کنگره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن