دیکشنری فارسی

bazaar

UKbəzɑːr USbə'zɑ:

معنی فارسی

بازار

معنی کامل و مثال‌ها

/bǝ zär´/n.

(از ریشه‌ی فارسی)

(در خاورمیانه) بازار

فروشگاهی که در آن انواع کالا به فروش می‌رسد

حراج (معمولا به نفع امور خیریه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a shop where a variety of goods are sold
  2. a street of small shops (especially in Orient)
  3. a sale of miscellany; often for charity “the church bazaar”

مترادف‌ها

noun
(also bazar)
1. Market place, exchange, market, mart.
2. Fancy fair, fair, charity fair.

واژه‌های دیگر با معنی «بازار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن