beguest معنی فارسی ميراث ماترک موصي به واژههای دیگر با معنی «ميراث» legacies ميراث، ترکه، ارثي که بوصيت رسيده باشد legacy ميراث، ترکه، ارثي که بوصيت رسيده باشد heritage ميراث، مال موروث، سهم موروثي hereditament ميراث، ملک، دارايي غيرمنقول bequest ميراث، ترکه، وصيت coheir هم ميراث، شريک ارث، هم وارث curtesy ميراث زوج، در CL اموالي را گويند که در صورت فوت، زوجه widow bench ميراث زوجه cultural heritage ميراث فرهنگي philidor's legacy ميراث فيليدور، نوعي مات مختنق (شطرنج)