دیکشنری فارسی

hereditament

معنی فارسی

ميراث ملک دارايي غيرمنقول

معنی کامل و مثال‌ها

/her´ǝ dit´ǝ mǝnt/n.

● هرچیزی که قابل به ارث گذاشتن باشد، وراثت‌پذیر

تعریف انگلیسی

noun
  1. any property (real or personal or mixed) that can be inherited

مترادف‌ها

noun
Inheritable property.

واژه‌های دیگر با معنی «ميراث»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن