دیکشنری فارسی

bequest

UKbikwest USbık'west

معنی فارسی

ميراث ترکه وصيت

معنی کامل و مثال‌ها

/-kwest´/n.

● ارث گذاری، میراث دادن

the bequest of money for charitable purposes

وصیت پول برای مصارف خیریه

● ارثیه، میراث، ترکه

he left a bequest of ten million tumans to each of his children

ارثی به مبلغ ده میلیون تومان‌برای هر یک از فرزندانش باقی گذاشت.

تعریف انگلیسی

noun
  1. (law) a gift of personal property by will

مترادف‌ها

noun
Legacy, devise.

واژه‌های دیگر با معنی «ميراث»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن