دیکشنری فارسی

beguiled

UKbigaild USbı'gaıld

معنی فارسی

فريب دادن گول زدن اغفال کردن بافريب درکشيدن گذراندن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. filled with wonder and delight

واژه‌های دیگر با معنی «فريب دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن